تبليغاتX
کبوترانه

کبوترانه

تقدیم به شهدای جهاد علمی


خون

خون

آب پاش،

پر از خون توست

باغچه ها،

پر از گل همیشه بهار شده اند

حتی برف هم

نمی تواند

گلبرگ های گل سرخ پرپر شده را

بپوشاند

باد،

کار خودش را کرده است

نوشته شده در چهارشنبه 28 دی1390ساعت 12:3 توسط محمدعلی خاکساردوست| |

...خورشید پیش چشم همه نقره فام شد

یک لحظه قبل، تشنگی و غم مدام شد

یک لحظه قبل غصه عالم شروع شد

یک لحظه قبل قصه عالم تمام شد...

نوشته شده در جمعه 25 آذر1390ساعت 18:57 توسط محمدعلی خاکساردوست| |

جامی پر از شیر و عسل، جامی هلاهل

فرسنگ ها راه است بین حق و باطل

دریا دلی صاحب نظر همواره می گفت:

از جذر و مد بی زارم و از ماه غافل

در جستجوی باغ گل های بهاری

چون قاصدک آواره ام منزل به منزل

دنیا! تقلا میکنی بیهوده بسیار

چون ماهی افتاده در چنگال ساحل

تقدیر ما "تنها" رقم خورده است انگار

خوش رنگ و بو و تلخ همچون دانه ی هل

نوشته شده در دوشنبه 21 آذر1390ساعت 19:39 توسط محمدعلی خاکساردوست| |

شاید برای غصه خوردن دیر باشد

شاید از این پس غصه دامنگیر باشد

دردی که جا خوش کرده بین کتف هایت

شاید نشان از لحظه ای دلگیر باشد

شکّ گلو گیری که صیقل خورده ، ای کاش

شاید نَشاید های بی تـفسیر باشد

شاید اگر در حال صیادی نباشی

چرخیدن گرداب بی تاثیر باشد

امّید ، مثل باغ گل های بهاری است

تردید، شاید دوره گردی پیر باشد


نوشته شده در دوشنبه 17 مرداد1390ساعت 19:44 توسط محمدعلی خاکساردوست| |

سخت نگیرید قسم خورده نبودیم

پینه سرما زده ی مرده نبودیم

تلخ ترین حادثه از جانب ما بود

تلخ تر از تیزی بر گرده نبودیم

با جگر سوخته فریاد کشیدیم

سنگ تر از آجر نم خورده نبودیم

از گذر نیمه باز عمر گذشتیم

گریه نکردیم دل آزرده نبودیم

باز به آدینه افسوس رسیدیم

کاش که محکوم سیه چرده نبودیم

فروردین ۹۰

نوشته شده در شنبه 1 مرداد1390ساعت 21:41 توسط محمدعلی خاکساردوست| |

Design By : Night Melody